عارف یادش بخیر وقتی بر میگشتم خونه بغلت که بودم تمام مانتوم بودی عطر تنو تورا میداد
تازه نمیشستم تا زمانی که بوش میرفت وقتی بوش میکردم حس میکردم کناری(جعبه شرینی خواستگاری یادته دستات تماما بوی عطرتو میداد منم هروقت از کنارش رد میشدم بوی عطرش دیونم میکرد )
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 12:28 توسط زهرا عشق عارف|
برچسب:
نویسنده: آرشان زارعیپور