خرید بک لینک
از روی دلتنگی ازروی اینکه روزی بتونم بهش بگماینقد دوسش داشتم وبلاگوبرای دلتگیام درست کردمعشقم عارف دوست دارمتقدیم به بهترینم عارفمن زهرا متولد1375/07/20یک روز و یک ماهاز عشقم عارف کوچیکترمعارفم متولد1375/06/19روز اشنایی1391/03/17اولین دیدار1391/4/3روز خواستگاری1397/2/26عقدمون1397/05/03عروسیمون1397/09/24رشتمون:کامپیوتر هردومون عاشق این رشته ایمکلی عارفو میخوامشازهم جدا نشدیم وقرار نسیت جداشیمهرچی خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: چهارشنبه 27 اسفند 1399 ساعت: 19:59

از روی دلتنگی ازروی اینکه روزی بتونم بهش بگماینقد دوسش داشتم وبلاگوبرای دلتگیام درست کردمعشقم عارف دوست دارمتقدیم به بهترینم عارفمن زهرا متولد1375/07/20یک روز و یک ماهاز عشقم عارف کوچیکترمعارفم متولد1375/06/19روز اشنایی1391/03/17اولین دیدار1391/4/3روز خواستگاری1397/2/26عقدمون1397/05/03عروسیمون1397/09/24رشتمون:کامپیوتر هردومون عاشق این رشته ایمکلی عارفو میخوامشازهم جدا نشدیم وقرار نسیت جداشیمهرچی خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: چهارشنبه 27 اسفند 1399 ساعت: 19:59

عارف یادش بخیر وقتی بر میگشتم خونه بغلت که بودم تمام مانتوم بودی عطر تنو تورا میداد تازه نمیشستم تا زمانی که بوش میرفت وقتی بوش میکردم حس میکردم کناری(جعبه شرینی خواستگاری یادته دستات تماما بوی عطرتو میداد منم هروقت از کنارش رد میشدم بوی عطرش دیونم میکرد ) نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 12:28 توسط زهرا عشق عارف| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: چهارشنبه 27 اسفند 1399 ساعت: 19:59

خواستگاری97/2/26 جریان های ما تو این وبلاگ هیچ وقت تمامی نخواهد داشت عارف گفت زهرا اقاجون اینا تحقیق کردن خوب در اومده همه خوب گفتن خوب خوشحال بودم که خانوادم همه خوب گفتن.قرار بعد ماه رمضون بیایم خونتون منم ناراحتشدم گفتم خوب چندروز دیگه تا ماه رمضون هست نکه خود آقای کلک خبر داشت که چهارشنبه خانوادش میان وهی اذیت میکرد گفت زهرا اگر من بگم چهارشنبه بیان خوبه گفتم نمیدونم شنبه بود هیچیم معلوم نبود ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: چهارشنبه 27 اسفند 1399 ساعت: 19:59

عقدمون یکی از بهترین روزای زندگی هر دختری روز عقدشه این شک نکنید توش یکی از بهترین روزای زندگی منم عقدمون بود اونم با عشقم بعنی بهتر از این نداریم خوشحالی من عارف وصف ناشدنی بود بعد کلی سختی با رضایت کامل خانواده هامون داشتیم بهم میرسیدیم روز تولدامام رضا بهتر از این مگه داریم من به ارایشگاه رفتم تا 6:40ارایشگاه وبعدم راهی محضر شدیم وخطبه عقد جاری شد چه لذتی دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: چهارشنبه 27 اسفند 1399 ساعت: 19:59

از روی دلتنگی ازروی اینکه روزی بتونم بهش بگماینقد دوسش داشتم وبلاگوبرای دلتگیام درست کردمعشقم عارف دوست دارمتقدیم به بهترینم عارفمن زهرا متولد1375/07/20یک روز و یک ماهاز عشقم عارف کوچیکترمعارفم متولد1375/06/19روز اشنایی1391/03/17اولین دیدار1391/4/3رشتمون:کامپیوتر هردومون عاشق این رشته ایمکلی عارفو میخوامشازهم جدا نشدیم وقرار نسیت جداشیمهرچی خدامیخوادراستی من با اقاجون عارف حرف زدماقاجونشم خیلی میخواممن عارف اشک همو دیدم حتیخودم اشکشو پاک کردم تا به حالخیلی دلم واسش تنگه♥♥♥♥♥به سلامتی پدر ومادر…که همیشه از آرزو هاشون گذشتند بخاطر آرزوهای بچه هاشون♦..سلامتی کسی که دیگه بهش زنگ نمیزنماما اگه بفهمم خطش خاموشه دق می کنم :(..به سلامتی خودمون که خیلی وقت ها فقط سکوت کردیم و هیچ حرفی نزدیم♦..بسلامتی عاشقی که ازش پرسیدن چرا ناراحتی؟گفت تاحالا پشت ماشین عروس عشقت بوق زدی؟..ب سلامتی خودم ک بودنم واسه هیشکی مهم نیس…♦..به سلامتی اونیکه فکر میکنیم فراموشش کردیم !اما یه شب که خوابشو میبینیم کل روز پگریم …♦..به سلامتی کاج که تو اوج یخ بندون زمستون ذات سبزش رو نشون میده وگرنه تو تابستون که هر علف هرزی ادعای سبزی داره♦..به سلامتی اون رفیقایی که واسه دوستاشون آچار فرانسه نولی حتی یه دونه انبردست هم پیدا نمیشه پیچای دلشون رو شل کنهبلکه کمتر بگیره و پیچای چشاونو سفتر کنه تا کمتر چکه کنه ♦...به سلامتی اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:30

عارف امسال بعد سالها دعوت شدم برم حرم اقاجان اما بدون عارف از اقا خواستم مابهم برسیم از این دوری خسته شدم کلی التماسش کردم ازش خواستم تو یه کار خوب پیدا کنی .امام رضا خیلی مهربونه مطمنم جوابمو میده اما ازت دلگیرم چون بعد از سالها اومدم مشهد به ارزوم رسیدم امام من جلوی خود حرم اقاجان برات زنگ زدم اما تو مسدودم کرده بودی عارف حلالم کن شاید هیچ وقت دیگه صداتو نشنیدم خیلی توحرم گریه کردم گفتم اقاجون این بندتو خیلی میخوام اما همش داره اذیتم میکنه اقاجون خودت کمکش کن یا رضا خودت میدونی چقدر دوسش دارم اما خیلی وقته جوابمو نمیده اقوجون ازم دلگیره ناراحته نمیدونم چرا ازم خسته شده اقوجان کمکم کن اخلاقم اگه بعد خوب بشه اقاجون میترسم از دستش بدم تنها داراییم بعد خدا خودشه تنها امیدم تنها پناهم خودشم نمیدونه چقدر دوسش دارم عارف اینجا هرقدمی که برمیدارم فقط تو کنارم حس میکنم حس میکنم وجودت کنارمه یعنی میشه یه روزی ماهم مثل همه اینایی که توصحن دوتایی بودن دوتایی دست تو دست هم بریم پابوس اقا خیلی گنه کارم اما اقاخیلی کریمه ددعوتمو میکنه دوتایی بریم مگنه .ما میرسیم بهم اخرشم یه روزی دوتایی میایم چقدر دلم میخواد خطبه تعهد مالکیت ابدیمون توصحن امام رضا باشه خودت میدونی ارزومه اینجا بیام خطبه عقدمون بخونم یعنی میشه خدایا........با رضا دلم گرفته دلم شکسته نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۹۵ساعت 20:ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:30

از روی دلتنگی ازروی اینکه روزی بتونم بهش بگماینقد دوسش داشتم وبلاگوبرای دلتگیام درست کردمعشقم عارف دوست دارمتقدیم به بهترینم عارفمن زهرا متولد1375/07/20یک روز و یک ماهاز عشقم عارف کوچیکترمعارفم متولد1375/06/19روز اشنایی1391/03/17اولین دیدار1391/4/3رشتمون:کامپیوتر هردومون عاشق این رشته ایمکلی عارفو میخوامشازهم جدا نشدیم وقرار نسیت جداشیمهرچی خدامیخوادراستی من با اقاجون عارف حرف زدماقاجونشم خیلی میخواممن عارف اشک همو دیدم حتیخودم اشکشو پاک کردم تا به حالخیلی دلم واسش تنگه♥♥♥♥♥به سلامتی پدر ومادر…که همیشه از آرزو هاشون گذشتند بخاطر آرزوهای بچه هاشون♦..سلامتی کسی که دیگه بهش زنگ نمیزنماما اگه بفهمم خطش خاموشه دق می کنم :(..به سلامتی خودمون که خیلی وقت ها فقط سکوت کردیم و هیچ حرفی نزدیم♦..بسلامتی عاشقی که ازش پرسیدن چرا ناراحتی؟گفت تاحالا پشت ماشین عروس عشقت بوق زدی؟..ب سلامتی خودم ک بودنم واسه هیشکی مهم نیس…♦..به سلامتی اونیکه فکر میکنیم فراموشش کردیم !اما یه شب که خوابشو میبینیم کل روز پگریم …♦..به سلامتی کاج که تو اوج یخ بندون زمستون ذات سبزش رو نشون میده وگرنه تو تابستون که هر علف هرزی ادعای سبزی داره♦..به سلامتی اون رفیقایی که واسه دوستاشون آچار فرانسه نولی حتی یه دونه انبردست هم پیدا نمیشه پیچای دلشون رو شل کنهبلکه کمتر بگیره و پیچای چشاونو سفتر کنه تا کمتر چکه کنه ♦...به سلامتی اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:30

از روی دلتنگی ازروی اینکه روزی بتونم بهش بگماینقد دوسش داشتم وبلاگوبرای دلتگیام درست کردمعشقم عارف دوست دارمتقدیم به بهترینم عارفمن زهرا متولد1375/07/20یک روز و یک ماهاز عشقم عارف کوچیکترمعارفم متولد1375/06/19روز اشنایی1391/03/17اولین دیدار1391/4/3رشتمون:کامپیوتر هردومون عاشق این رشته ایمکلی عارفو میخوامشازهم جدا نشدیم وقرار نسیت جداشیمهرچی خدامیخوادراستی من با اقاجون عارف حرف زدماقاجونشم خیلی میخواممن عارف اشک همو دیدم حتیخودم اشکشو پاک کردم تا به حالخیلی دلم واسش تنگه♥♥♥♥♥به سلامتی پدر ومادر…که همیشه از آرزو هاشون گذشتند بخاطر آرزوهای بچه هاشون♦..سلامتی کسی که دیگه بهش زنگ نمیزنماما اگه بفهمم خطش خاموشه دق می کنم :(..به سلامتی خودمون که خیلی وقت ها فقط سکوت کردیم و هیچ حرفی نزدیم♦..بسلامتی عاشقی که ازش پرسیدن چرا ناراحتی؟گفت تاحالا پشت ماشین عروس عشقت بوق زدی؟..ب سلامتی خودم ک بودنم واسه هیشکی مهم نیس…♦..به سلامتی اونیکه فکر میکنیم فراموشش کردیم !اما یه شب که خوابشو میبینیم کل روز پگریم …♦..به سلامتی کاج که تو اوج یخ بندون زمستون ذات سبزش رو نشون میده وگرنه تو تابستون که هر علف هرزی ادعای سبزی داره♦..به سلامتی اون رفیقایی که واسه دوستاشون آچار فرانسه نولی حتی یه دونه انبردست هم پیدا نمیشه پیچای دلشون رو شل کنهبلکه کمتر بگیره و پیچای چشاونو سفتر کنه تا کمتر چکه کنه ♦...به سلامتی اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:30

از روی دلتنگی ازروی اینکه روزی بتونم بهش بگماینقد دوسش داشتم وبلاگوبرای دلتگیام درست کردمعشقم عارف دوست دارمتقدیم به بهترینم عارفمن زهرا متولد1375/07/20یک روز و یک ماهاز عشقم عارف کوچیکترمعارفم متولد1375/06/19روز اشنایی1391/03/17اولین دیدار1391/4/3رشتمون:کامپیوتر هردومون عاشق این رشته ایمکلی عارفو میخوامشازهم جدا نشدیم وقرار نسیت جداشیمهرچی خدامیخوادراستی من با اقاجون عارف حرف زدماقاجونشم خیلی میخواممن عارف اشک همو دیدم حتیخودم اشکشو پاک کردم تا به حالخیلی دلم واسش تنگه♥♥♥♥♥به سلامتی پدر ومادر…که همیشه از آرزو هاشون گذشتند بخاطر آرزوهای بچه هاشون♦..سلامتی کسی که دیگه بهش زنگ نمیزنماما اگه بفهمم خطش خاموشه دق می کنم :(..به سلامتی خودمون که خیلی وقت ها فقط سکوت کردیم و هیچ حرفی نزدیم♦..بسلامتی عاشقی که ازش پرسیدن چرا ناراحتی؟گفت تاحالا پشت ماشین عروس عشقت بوق زدی؟..ب سلامتی خودم ک بودنم واسه هیشکی مهم نیس…♦..به سلامتی اونیکه فکر میکنیم فراموشش کردیم !اما یه شب که خوابشو میبینیم کل روز پگریم …♦..به سلامتی کاج که تو اوج یخ بندون زمستون ذات سبزش رو نشون میده وگرنه تو تابستون که هر علف هرزی ادعای سبزی داره♦..به سلامتی اون رفیقایی که واسه دوستاشون آچار فرانسه نولی حتی یه دونه انبردست هم پیدا نمیشه پیچای دلشون رو شل کنهبلکه کمتر بگیره و پیچای چشاونو سفتر کنه تا کمتر چکه کنه ♦...به سلامتی اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:30

اینم یه تولد دونفره .تولد اقاییم بود خیلی خوش گذشت اقا عارف مرسی بخاطر این تولد خاطر انگیز دوتایی خیلی خوش گذشت.بخاطر همه زحمتایی کشیدیی . عزیزم شرمنده که نتونستم برات هدیه بگیرم تاج سرم وجودت خیلی برام با ارزش وجودت کنارم دنیا دنیا میارزه نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 20:53 توسط زهرا عشق عارف| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:30

از روی دلتنگی ازروی اینکه روزی بتونم بهش بگماینقد دوسش داشتم وبلاگوبرای دلتگیام درست کردمعشقم عارف دوست دارمتقدیم به بهترینم عارفمن زهرا متولد">تولد1375/07/20یک روز و یک ماهاز عشقم عارف کوچیکترمعارفم متولد1375/06/19روز اشنایی1391/03/17اولین دیدار1391/4/3رشتمون:کامپیوتر هردومون عاشق این رشته ایمکلی عارفو میخوامشازهم جدا نشدیم وقرار نسیت جداشیمهرچی خدامیخوادراستی من با اقاجون عارف حرف زدماقاجونشم خیلی میخواممن عارف اشک همو دیدم حتیخودم اشکشو پاک کردم تا به حالخیلی دلم واسش تنگه♥♥♥♥♥به سلامتی پدر ومادر…که همیشه از آرزو هاشون گذشتند بخاطر آرزوهای بچه هاشون♦..سلامتی کسی که دیگه بهش زنگ نمیزنماما اگه بفهمم خطش خاموشه دق می کنم :(..به سلامتی خودمون که خیلی وقت ها فقط سکوت کردیم و هیچ حرفی نزدیم♦..بسلامتی عاشقی که ازش پرسیدن چرا ناراحتی؟گفت تاحالا پشت ماشین عروس عشقت بوق زدی؟..ب سلامتی خودم ک بودنم واسه هیشکی مهم نیس…♦..به سلامتی اونیکه فکر میکنیم فراموشش کردیم !اما یه شب که خوابشو میبینیم کل روز پگریم …♦..به سلامتی کاج که تو اوج یخ بندون زمستون ذات سبزش رو نشون میده وگرنه تو تابستون که هر علف هرزی ادعای سبزی داره♦..به سلامتی اون رفیقایی که واسه دوستاشون آچار فرانسه نولی حتی یه دونه انبردست هم پیدا نمیشه پیچای دلشون رو شل کنهبلکه کمتر بگیره و پیچای چشاونو سفتر کنه تا کمتر چکه کنه ♦...به سلامتی اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:30

همیشه اشتباه میکنم .باز زود قضاوت کردم عارف حق داره همیشه من ناحق میگم عارفم دیشب خیلی ازم اعصبانی شد گوشیو داد اقاجونش اخه ازم خسته شده .بازم من ای خدا خودت میدونی میترسی از دستش بدم ای خدا با این کارم عارف از دست دادم چقد فکرا داشتم .داشتم زندگیمون میساختم تو اسمونا آقا عارف دوست داشتن بیش از حد میشه این ترس از دست دادنت باعث شد از دستت بدم حلالم کن نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۶ساعت 11:46 توسط زهرا عشق عارف| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:30

میدونی امروز اقایم قرار شد با اجی جونم حرف بزنه صبح تا ظهرکه داشتن حرف میزدم من مدام یکساعت به یکساعت پیام میدادم حرفاتون تموم نشد .یه دلشوره عجبی داشتم کارورزیم بودم ترم اخرمه دیگه خدا بخواد مجبور بودم سرم توکارم باشه نمیشد پی ام بدم ساعت یک عارف گفت اره حرفمون تموم شد ازش پرسیدم چیشد عزیز برگشته میگه هیچ یه خبر بد دارم زهرا وعلامت ناراحت داد منم داشتم دق میکردم تو وات این داد رفت حالا هرچی پیام میدم زنگ میزنم جواب نمیداد وای خدا میدونه داشتم دق میکردم نمیدونشتم چیکار کنم مدام بهش پی ام میدادم باخودم میگفتم نه شاید داره اذیت میکنه اما بدجور بود حالم یهو اومد گفت مامان جون عزیزم قبول کرده کلی ذوق کرده بودم خودش میدونه آرزومه . پسر خوبی عارفم الانم قرار اسم بشه فاطمه مامانم اینا خواست منم قبول کردم وای اصلا دروزه خوشحالم وصف ناشدنی الانم دلم خعلی تنگ براش مراسم خواشتگاریم مشخص نیست اما انشاللله به زودی زود قربون عـــــــــــ عارف ــــــــــــــــــشقم نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 20:46 توسط زهرا عشق عارف| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:30

وای پس فردا کنکو دارم یعنی دنیا 94/05/16 واسم دعا کنید عارفجونم توام دعا کن برام

شاخشو بشکنمو برم دانشگاه عارفم باهام پارسال کنکور داداما رفت دانشگاه غیزانتاعی اما من میخوام برم دولتی البته عارف بخاطر نیمه دومی بودنش سال پیش سال دوم کنکورش بود

برچسب: کنکورمیدهم, نویسنده: آرشان زارعی‌پور تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 14:16

صفحه بندی